الشيخ رسول جعفريان

799

رسائل حجابيه (فارسى)

همگى آن‌ها تعاليم مكارم اخلاق است و پرواضح و آشكار است كه اين كلام خير الانام دليل است بر اين‌كه ديانت و شرايع قبل از اسلام با اين‌كه هريك به نوبت خود اخلاقى بوده و دنيا را اصلا مربّى حقيقى كه ربّ العالمين است مدرسه تربيت و دار تكميل به مقام انسانيّت قرار داده و هريك از انبياى عظام مربّى و معلم اين مدرسه و شاگردان اين دبستان و يا دبيرستان كه عبارت از اين عالم است ، بودند . ولى به‌طور تكميل و تتميم متضمّن تعليمات اخلاقى نبوده و هريك از شرايع در محيط خود محتوى جهتى خاصه و عنوانى مخصوص بودند . فقط يگانه تعليمات و دستوراتى كه حاوى جميع جهات تكميل بشر شد ، شريعت كاملهء تامّه حير البشر بوده و لذا به مجرّد اعلام اين شريعت و ابلاغ اين احكام كه قوانين ديانت است ، همگى شرايع و اديان منسوخ گرديدند . اين است حال اديان سابقهء منسوخه در مقابل عظمت قرآن و دين اسلام ، با اين‌كه تمامى آن‌ها آسمانى بوده و چنانچه آورندهء اين دستورات نسبت به ساير انبيا سيّد بوده ، دستورات او هم سيادت و برترى داشته . جايى كه نسبت دين اسلام به اديان آسمانى گذشته چنين باشد ، حال كيش‌هاى بىمنشا و بنيان و عارى از مدرك و برهان معلوم و محتاج به توضيح و بيان نيست . به مختصر اطلاعى هر شخص جاهل و عامى و يا عالى و دانى تصديق مىكند [ كه ] به كلّى از تعليمات اخلاقى عارى و سخنان پوچ بىاصل واهى كه در زمان عدّه‌اى از نفوس بوالهوس بشر بدان تظاهر نموده و اظهار علاقمندى كرده ، صاحبان آن سخنان به كلّى عديم الاخلاق بوده و هستند و آنچه در ملل و اديان از اخلاق پسنديدهء امروزه و يا در هر زمان ديده شود ، نيست مگر اقتباس از تعاليم اسلام و اخلاق رسول انام و خلفاى راشدين و ائمه كرام عليهم صلوات الله الملك العلّام ؛ چنانچه در زيارت جامعه خوانده‌ايد : « إن ذكر الخير كنتم اوّله و أصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه » . چنانچه هركس توجّه كاملى به تاريخ زندگانى آل محمد در ميانهء تواريخ ساير امم و فرمايشات آن‌ها در بين كلمات ساير خلق كه تمامش جوامع الكلم است ، بنمايد ، تصديق خواهد نمود كه به هيچ وجه از تربيت و تعاليم قرآن قولا و عملا خارج نبوده‌اند و بالاخره اين يگانه مربّى جامع از تمام جهات كه قرآن پروردگار است ، در ميانه ما است و تا روز قيامت باقى و برقرار و حجّت بر اشرار و اخيار قرار داده ، و راهى براى عذر از زن و مرد ما باقى نمانده ، و بعد از اين قرآن ، آيا انتظار چه قانون و دستور و بيانى را داريم كه رهبر و هادى و موجب سعادت و ايمان ما در دنيا و باعث امن و امان ما شود در عقبى . « فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ » . « 1 » شعر :

--> ( 1 ) . اعراف ، 185